بر بال فرشته ها نيكادل
دخترم نيكادل
84
تاريخ : چهارشنبه 30 بهمن 1392 | نویسنده : بابا و مامان
نامه ای از یک پدر

دخترکم برای کسی که برایت نمیجنگد نجنگ....چرا اشکهایت را هر روز پاک کنی....
کسی که باعث گریه ات میشود پاک کن...دخترکم به سوی کسی که ناز میکنددست نیاز دراز نکن...
بیاموز این تو هستی که باید ناز کنی....دخترکم تو زیباترینی... .همیشه با این باور زندگی کن...
خودت را فراموش نکن... .شاید گریه یا خنده ات برای بعضی ها بی ارزش باشد....
اما به یاد داشته باش....کسانی هستند که وقتی میخندی جان تازه میگیرند....
دخترک من هیچگاه برای شروع دوباره دیر نیست....
اشتباه که... کردی برخیز....اشکالی ندارد....بگذار دیگران هر چه دوست دارند بگویند.....
خوب باش ولی سعی نکن این را به دیگران بفهمانی کسی که ذره ای شعور داشته باشد خاص بودنت را در می یابد.... زمستان است.... زیاد میشنوی "هوا دو نفره است" !!!!به درک که دو نفره است تنها قدم زدن دنیای دیگری دارد...
دخترکم شاید شاهزاده را همه بشناسند اما باور داشته باش....برای پدرت تو ملکه هستی....
گریه کرده ای؟؟؟؟ رنج کشیده ای؟؟؟؟ سرت کلاه رفت؟؟؟اذیتت کرده اند؟؟؟ عیبی ندارد....
نگذار تکرار شود....گاهی تکرار یک درد دردناک تر است!!!
احساس تو با ارزش است خرج هر کسی نکن...
از تمام مردهایی که میبینی و متلک نثارت میکننداز تمام مردان این شهر ممنون باش...
ممنون باش که هر روز لطافت تو را،ظرافت تو را، زیبایت را یادآور میشوند... .
تو قدرتمندی که با تمام ضعیف بودنت در برابرت ناتوانند...آری .... ناتوانند
دخترکم تو با ارزشترین موجود زمین هستی ...
هیچ گاه فراموش نکن.....
تقدیم به دختر عزیزم
 

نیکادل کوچولو




بازدید : 64 مرتبه | موضوع : نامه ای از یک پدر
82
تاريخ : دوشنبه 14 بهمن 1392 | نویسنده : بابا و مامان

فرشته قشنگ من

بهار با وجود تو چه بيشمار مي شود

چه بيشمار مي شود ترانه هاي سبز باغ

چو يك غزل كه از درون سينه ام

به شعرهاي ناب تو پر از نگار مي شود

تو ناز من ، بهار من ، عزيز بي قرار من

ببين دلم درون سينه ، تند تند ميزند

و آتش نگاه تو مرا مدام مي كشد

مرا به دام مي كشد مرا به كام مي كشد

تويي تمام آسمان هر شبم

تويي ستاره سپيد پر تبم

تو آمدي زابرها، زآسمان آبي و ستاره ها

تو آمدي ز سرزمين عطرها و نورها

مرا نشانده اي به قايقي

درون بركه اي ز درد و عاشقي

من از خمار عشق تو  درون بركه ها گمم

مرا مبر ز شعرهاي چشم تو

مرا مگير از اين خمار عاشقي

من از ستاره ها ، فرشته ها و ابرها

تو را سراغ گرفته ام

نگاه كن

چگونه ابر آسمان دلش شكست

و خيس شد زمين ز حزن ديده ترش

صدا بزن مرا ، صداي تو

صداي بال برفي فرشتگان

مرا مبر ز ديده ات

مرا ز با تو بودنت جدا مكن

مرا بپيچ در حرير بوسه ات

نگاه كن

 دلم درون اين قفس

چگونه ذوب مي شود

چگونه آب مي شود

به روي دفتر دلم قدم بزن

به روي دل نوشته هاي شعر من

نگاه كن

كه گوشه چشم ناز تو

براي سايه هاي هر شبم

اسير چنگ افتاب مي شود .

تقديم به دختر عزيزم

به مناسبت چهارمين سالروز تولدش

بهمن1392




بازدید : 56 مرتبه | موضوع : زاد روز تولدت(4)
83
تاريخ : دوشنبه 14 بهمن 1392 | نویسنده : بابا و مامان

امروز سنجاقكها همه ...

مهر سكوت از لب بر مي دارند

و در هواي چشمانت

پرواز را بياد خواهند داشت

امروز پروانه ها همه ...

شمع وجودت را حس ميكنند

و عطر اقاقيها تا بيكرانه ها سفر خواهد كرد

امروز روز توست ...

روزي كه ديگر چشم نرگسهاي مست

نگران شقايق نيست

و به شوق رسيدن تو

روزي هزار بار

خواهند شكفت

امروز روز توست ...  .

تقديم به دخترم

بهمن 1392




بازدید : 39 مرتبه | موضوع : امروز روز توست
81
تاريخ : 8 بهمن 1391 | نویسنده : بابا و مامان

 

:: فرشته اي از آسمان ::

 آمدي از آسمان ...

 از كنار ماه زيبا و ستاره هاي شب

 آمدي از ابر...

 روي ارابه برف

 آدمك برفي ، مات از زيبايي ات

 آمدي...

قلبم حضورت را

 به پايكوبي نشست

 روي شانه هاي برف ،

 روي آن رنگين كمان رنگ رنگ ،

 از حضور قاصدكهاي بهار ،

 به سراغ دل من آمده اي

من حضورت را سبز

 من تورا سبزتر از برگ صنوبرهاي باغ ،

 مي خواهم

 آمدي ...

 جشن ميلاد تو برپا گشته است

 دل من ،

 ميلاد دوباره تو را

 با حضور

 گل سرخ ته باغ ،

 و شكوفه هاي آن ياس سپيد ،

 مهيا مي كند

 و تو ...

 مي نشيني لب رود

 در خم پيچك نيلوفرها

 آنجا كه ،

 سنجاقكهاي مست ،

 به تو دل مي بندند

 و من ...

 بوي عطر سيب را ،

تقديم حضورت مي كنم ... .

 دخترم ميلادت مبارك

 به مناسبت سومين زاد روزش

 از : ك دارابي  / دفتر شعر " عطر سيب"

 بهمن 1391

 

  قلب

 

 

 

 

 

 




بازدید : 229 مرتبه | موضوع : زاد روز تولدت (3)
80
تاريخ : دوشنبه 27 آذر 1391 | نویسنده : بابا و مامان

 

ای همه وجود من

وجود تو وجود من

ای همه آرزوی من

تمام گفت و گوی من

درون سینه درد توست

ای همه تار و پود من

دلم درون سینه مرد

بوی خوش سبوی من

در این سکوت لحظه ها

تویی نبود و بود من

تو نبض این ترانه ای

تویی همه سرود من

کبود آسمان گرفت

از این دل کبود من

تو اشک آسمان شدی

نثار تو درود من

ای همه وجود من

نبود تو نبود من

از : ک دارابی

خرداد 1391

تقدیم به دخترم

 




بازدید : 195 مرتبه | موضوع : ای همه وجود من
79
تاريخ : دوشنبه 5 تير 1391 | نویسنده : بابا و مامان

فرزند عزیزم :

 آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،

اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم ویا نتوانستم لباسهایم را بپوشم

اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است

صبور باش و درکم کن

یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم

برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم...

وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن

وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم ، با تمسخر به من ننگر

وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظه ام یاری نمیکند ، فرصت بده و عصبانی نشو

وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند ، دستانت را به من بده... همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی ....

زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم ، عصبانی نشو چون روزی خود میفهمی .

از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم ، خسته و عصبانی نشو

یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم

کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم ...

   

فرزند دلبندم ، دوستت دارم

 

 




بازدید : 267 مرتبه | موضوع : به يادم باش
78
تاريخ : پنجشنبه 24 فروردين 1391 | نویسنده : بابا و مامان

روی دیوار دلم
چه کسی بود نوشت
پارک کردن ممنوع!
من دلی دارم اندازه دریا جاری
نفسی دارم چون برگ گل یاس ، سپید
درد دل وابکن و پیش بیا
که درون دل من عشق تورم دارد
عشق من چون گل سرخی پرخار
زخم خواهد کرد احساست را
کنج دیوار دلم
دکه ای دارد دل
مملو از روزنه امید و
پِر از عطر اقاقیهاییست
که تو
از کلبه سرسبز بهار دزدیدی
در هوای دل من
بوی عطر تو و نیلوفر و یاس
پیچیده
روبرو کلبه قلبم پیداست
روی دهلیز ورودی دلم
چه کسی بود نوشت
عشق کردن ممنوع !
درب بگشا و ببین
دلبری چاق و لطیف
دلبری ناز و نحیف
همه جمع اند که تو بازآیی
درد دل وابکنی
قفل دل بگشایی
نفسی از ته دل چاق کنی
کوله بار سفری برداری
وبیایی برویم
روی دیوار دلت
حک بکنیم
دل شکستن ممنوع!

از:ک دارابی
بهار 91




بازدید : 219 مرتبه | موضوع : روی دیوار دلم
77
تاريخ : دوشنبه 21 فروردين 1391 | نویسنده : بابا و مامان

تو
براي دل بارانزده ام
چتر شدي
و ندانستي
كه احساسم چيست
من درون دل اين تاريكي
كنج ديوار غروب
تكيه دادم به دل تنگ كبود آسمان
آسمان غرش كرد
دل ابرها لرزيد
و نمي دانستم
ابرها هم از براي دل تنگ آسمان
مي گريند
و تو
چتر احساست را
سايه بان دل من مي كردي
و نمي دانستي
دل بارانزده ام
بارانيست .

از:ك- دارابي
بهار1391




بازدید : 424 مرتبه | موضوع : چتر احساس
76
تاريخ : 20 فروردين 1391 | نویسنده : بابا و مامان

 كودك فرداي من

بشنو از آواي پير و خسته ام

بشنو از امروز و از فرداي من

پرشده عالم ز بيداد و دغل

دور گردون پر ز عادات كهن

كودكم آنروز هستي داغ داشت

داغ آن ظلم و ستم بر مردو زن

كودكم دنياي ما تاريك بود

اندر اين گرداب و مرداب و لجن

يك طرف فرياد مي زد مردمان

آن طرف ديگر فروبسته سخن

يك طرف فرياد مردم شور داشت

آن طرف شلاق شد مُهر بدن

كودك فرداي من غمگين مباش

چون كه خواهم ساخت دنيا را به تن

عالمي عاري ز اشك و آه و غم

عالمي دور از گمان و شك و ظن

كه اين چنين رقص كبوترهاي بام

مي شود گسترده در افكار من

كودكم فردا گل است و باغ و ياد

يك گلستان نرگس است و ياسمن

آسمان قلب تو پاينده باد

كودك امروز و فرداهاي من .

تقديم به دخترم نازم

از: ك - دارابي

بهار 1391




بازدید : 399 مرتبه | موضوع : براي دختر نازم
75
تاريخ : شنبه 19 فروردين 1391 | نویسنده : بابا و مامان

درنور گلهای مهتاب گون اقاقی

در زیر
باران ابریشمین نگاهت
بار دگر
ای گل سایه رست چمنزار تنهایی من
چون جلگه ای سبز و شاداب گشتم
درتیرگی
های بیگانه با روشنایی
همراز مهتاب گشتم
امشب به شکرانه بارش پر نثار نگاهت
ای ابر بارانی مهربانی
من با شب و جوی و ساحل غزل می سرایم
زین خشک سالان و بی برگی دیرگاهان
تا جوشش و رویش لحظه های ازل می گرایم
در پرده عصمت باغ های خیالم
چون
نور و چون عطر جاری ست
شعر زلال نگاهت
دوشیزه تر از حقیقت
آه ای نسیم سخن های تو
نبض هر لحظه ی زندگانی
در نور گلهای مهتاب گون اقاقی
در ساکت این خیابان
با من دمی گفت وگو کن
از پاکی چشمه های بلورین کهسار
وز شوق پوینده ی آوان بیابان
از دولت
بخت شیرین
دراین شب شاد قدسی
پیمان خورشید چشم تو جاوید بادا

شفيعي كدكني




بازدید : 364 مرتبه | موضوع : شعري از شفيعي كدكني
74
تاريخ : سه شنبه 2 اسفند 1390 | نویسنده : بابا و مامان

به پايت نقره افشاني كند دل

براي من وجودت بي عيار است

براي بي كسيهاي دل تو

دلم در سينه دائم بي قرار است

دعاي هر شب من پيش يزدان

برايت اين بهار تا آن بهار است

به پايت عشق مي ريزد دل من

گل از حسن جمالت شرمسار است

تو عطر گلعذار عشق هستي

دل از عطر وجود تو خمار است

تو زيبايي معصوم بهاري

چه زيبا خلقتي در كردگار است

پري قصه هاي من تو هستي

ملائك زير پايت بيشمار است

بدان اين هستي بي ارزش من

مثل فانوس راهي راهوار است

ندارم طاقت دوري ز عشقت

كه قلبم در فراقت داغدار است

بهار مي گستراند دامن خويش

گل از عطر وجودت باردار است

بگردم گرد پرگار وجودت

كه يادت در دل من پايدار است

بمان در سرزمين قلب بابا

زمستان با وجود تو بهار است .

سروده : ك دارابي

اسفند 90

تقديم به دختر عزيزم




بازدید : 470 مرتبه | موضوع : براي دختر نازم
73
تاريخ : 30 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان
 

:: و بهار در راه است ::

در پس برف سپيد

كومه اي پيدا هست

كه صاحبخانه اش

دست سرسبز بهار

و در آن عشق به اندازه دريا جاريست

روي ايوان نسيم

مي خورد تاب هواي دل زاغ

و نسيم خوش عشق

مي وزد غره كنان

در پس آن شيشه در انديشه تو

پشت آن كومه

حصار گل ياس

مي رود تا ته يك آبادي

بركه اي پشت حصار

سر لجبازي ابري هوا

خيس مي شد تا به سر تا پاي خويش

دل يك پروانه

روي گلبرگ اقاقي ، لب رود

طرح دوستي خود را با سنجاقك

ازته دل مي بست

و اما دور دست

تپه اي از گل نارنج و بهار

رقص مي خورد‍‍‍ در غزلخواني باد

زاغكي روي درخت پرسيد ،

خانه باد كجاست !؟

و در اين آبادي

بوي نارنج و بهار

خشت خشت كلبه ها ي انرا

پر كرده

و بهار آرام آرام مي رسد از راه ... 

تقديم به همسر و دختر عزيزم

سروده : ك دارابي

1390/11/30




بازدید : 800 مرتبه | موضوع : و بهار در راه است
72
تاريخ : 30 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

:: دلم تنگ است ::

دلم ستاره ستاره براي تو تنگ است

براي ديدن روي ماه تو دلم تنگ است

 درون من خسته دل ندانم چيست

كه اينگونه براي وجود تو دلتنگ است

بيا درون قلب من عاشق و غمگين

براي چيدن تو از آسمان خيال دلم تنگ است

ببين چگونه مي آفرينمت ز بوي بهار

زمستان گذشت و هنوز براي تو دلم تنگ است

ببخش بر من و بگذر ز حال رنجورم

كه من در اين گوشه زتنهايي دلم تنگ است

ستاره آسمانم تويي در اين ظلمات

دل كبود آسمانم براي تو تنگ است

تو از درون ابرهاي آسمان دلم

نشسته اي بر اندام دلي كه دلتنگ است

من آسمان خيال تو را بياد دارم

چه روزهايي كه رفت و از خاطرش دلم تنگ است

به زير پاي تو نقره مي افشانم

من از سحر تا به شب دلم براي تو تنگ است

تو از ستاره برون آمدي همي ز ابر

دل ستاره و ابر و آسمان براي تو تنگ است

دلم تنگ است براي خاطرات خوشي

كه با تو ساخته ام از عشق ، دلم تنگ است

براي دختر نازم

سروده : ك دارابي

زمستان 1390




بازدید : 415 مرتبه | موضوع : دلم تنگ است
71
تاريخ : سه شنبه 18 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

ای بوی هر چه گل

بوی بهار می شنوم از صدای تو

نازکتر از گل است گل ِ گونه های تو

ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من

ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو

ای صورت تو آیه و آیینه خدا

حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو

صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر

آورده ام که فرش کنم زیر پای تو

رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام

تا تاب هفت رنگ ببندم برای تو

چیزی عزیزتر ز تمام دلم نبود

ای پاره ی دلم،  که بریزم به پای تو

امروز تکیه گاه تو آغوش گرم من

فردا عصای خستگی ام شانه های تو

در خاک هم دلم به هوای تو می تپد

چیزی کم از بهشت ندارد هوای تو

همبازیان خواب تو خیل فرشتگان

آواز آسمانیشان لای لای تو

بگذار با تو عالم خود را عوض کنم:

یک لحظه تو به جای من و من به جای تو

این حال و عالمی که تو داری،  برای من

دار و ندار و جان و دل من برای تو

شعر مرحوم قيصر امين پور در وصف دخترش




بازدید : 384 مرتبه | موضوع : شعر دكتر قيصر امين پور در وصف دخترش
65
تاريخ : دوشنبه 17 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

گاه يك سنجاقك
به تو دل مي بندد
و تو هر روز سحر
مي نشيني لب حوض
تا بيايد از راه
از خم پيچك نيلوفرها
روي موهاي سرت بنشيند
يا كه از قطره آب كف دستت بخورد
گاه يك سنجاقك
معني يك زندگي است .

سنجاقك زيباي من ......تولدت مبارك            

 




بازدید : 308 مرتبه | موضوع : تولدي ديگر
63
تاريخ : جمعه 14 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

لبخندچه دعایی کنمت بهتر از این :

که خدا پنجره ی باز اتاقت باشدniniweblog.com

عشق محتاج نگاهت باشد

عقل لبریز زبانت باشد

 و دلت وصل خدایت باشد

نازنین مادر یاد روز دوشنبه ١٢/١١/٨٨ تمام زندگیمو گلستان میکنه یاد اولین بار که دیدمت و در آغوش کشیدمت عزیز دلم امیدوارم که خداوند همیشه یار و یاورت باشه و در تمام عمر سلامت و شاد باشی آرزوی بهترین زندگی رو برات دارم عشقکم . بهترین و زیباترین هدیه خداوند! پاکترین عشق , عشق مادری رو نثار وجود پاکت می کنم و ذره ذره وجودم رو فدای وجود گلت عاشق همیشگیت مامان فرینازقلبماچniniweblog.com




بازدید : 532 مرتبه | موضوع : موهبت خدا
70
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

niniweblog.comبا تشکر از تمام عزیزانی که با ما تولد دخترمونو جشن گرفتن و در شادی بهترین روز زندگیمون با ما شاد بودن ما هم بهترین لحظه ها و شادترین روزها رو در زندگی برای شما خوبان آرزو داریم تندرست باشید و خرسند مامان و بابا ی نیکادل کوچولوniniweblog.com




بازدید : 328 مرتبه | موضوع : قدردانی
69
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

همه نازند تو عزیز , همه لوسند تو ملوس , همه شیرین تو شکر , همه قندند تو عسل.niniweblog.com

نیکل گلم , ١٢ بهمن روز تولدت ستاره باران

niniweblog.comniniweblog.com




بازدید : 431 مرتبه | موضوع : عشق من محیا
68
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

niniweblog.comدیرینه ترین قصه niniweblog.com

 

زندگی انسان ها قصه تولدشان است . تکرار شیرین این قصه را هزاران بار برایت آرزو می کنیم .

niniweblog.com




بازدید : 591 مرتبه | موضوع : خاله لادن جون و عمو هجرت مهربون
67
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

١٢ماچ بهمن ٨٨ یک ستاره توی آسمون اونقدر شیطونی کرد تا از آسمون به زمین افتاد خنده حالا که باز هم ١٢ بهمن اومده همه ی فرشته های آسمون با ١٣٩٠ سبد پر از گلهای یاس و اطلسی فرشتهبه زمین اومدن تا بگن نیکادل جان تولدت مبارکلبخندماچ




بازدید : 341 مرتبه | موضوع : خاله فریده ی مهربون
66
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

  




بازدید : 343 مرتبه | موضوع : Happy birthday to you
57
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

به مناسبت تولدت همه در رقص اند و پايكوبي

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

niniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.comniniweblog.com

niniweblog.com




بازدید : 218 مرتبه | موضوع : دخترم تولد2 سالگي ات مبارك
56
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

           :: دوباره از آسمان ::

روزي كه تو اومدي تو قلب من

            همه ستاره ها راهي شدند

تمام عروسكاي رو زمين

           توي درياي دلت ماهي شدند

دنيا ايستاده به يمن قدمي

           كه تو برداري و پيشمون بياي

بشيني تو قلب هر دوتاي ما

           براي شادي كلبمون بياي

بذاري قدم به روي چشامون

           كوچولوي مامان و بابا بشي

واسه تو فرش طلايي پهن كنيم

           تو پري قصه هاي ما بشي

روزي كه دنياي ما تو رو نداشت

           باغبون بذر محبت رو مي كاشت

اومدي از آسمون روي زمين

           ديگه آسمون شبيه تو نداشت

روز ميلاد دوباره تو شد

           روزي كه غصه سراغم نمياد

براي شادي قلب پاك تو

           دل من يه عالمه شادي مي خواد

دختر ناز و عزيز دردونه ام

          تو عزيزي واسه قلب هر دومون

عشق بابايي تويي تادنيا هست

          توي دنياي خيالي ام بمون

دخترم وجود تو يه معجزست

          مثل تو هيچ كجا پيدا نميشه

روز ميلاد قشنگت مي مونه

          توي تقويم دلم تا هميشه

اگه بابايي يه روزي خواست بره

          نگيري واسه مامان هي بهونه

اگه حتي بابايي رو نديدي

          تو بدون يادت تو قلبش مي مونه

ته قصه ست نمي خواي پياده شي

         " وايسا دنيا من مي خوام پياده شم "

توي سرزمين قلب دخترم

          سوار قايق رؤياهاش بشم

ته قصه ست اي خداي مهربون

          تو عطا كن شادي رو به زندگيش

تا نداشته باشه هيچ غصه و غم

          دعامون باشه واسه پايندگيش .

به مناسبت تولد 2 سالگي دختر نازم 

              " نيكادل " 

       در تاريخ 12/11/1388

     سروده پدر - بهمن 1390 

      




بازدید : 208 مرتبه | موضوع : به مناسبت ميلاد دوباره ات" نيكادل عزيزم"
64
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

ای گل ریزه ریزه           دستات چقدر تمیزه قلب

ای گل لوله لوله           خوش لباس قد کوتولهلبخند

کوچولوی ریزه میزه        نیکا خانم عزیزهچشمک

ابرو کمون چشم سیاه     نیکا خانم خوش اداماچ

وقتی باباش میادش       یه بوس میچینه از لباشهورا

مامان تو آشپزخونه        غذاهای خوب میپزهخنده

سوپ و حریره بادوم      فرنی و آش گردوبغل

مامان میگه فدات شم    کوچولوی ناز و خوشروتشویق

نیکادلم تولدت مبارکniniweblog.comniniweblog.com




بازدید : 382 مرتبه | موضوع : عسل خانم
58
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

سلام، تولد نیکادل خوشگل ناز جیگر مبارک انشاالله تولد١٢٠ سالگی اش" یک ماچ آبدار محکم از طرف من"   

                                                   تشویققلب




بازدید : 229 مرتبه | موضوع : هستی خانم و مامانش
59
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

قلبسلام ای فرشته زیبای عمه ,‌نیکای عزیزم امروز یکی از زیباترین روزهای عمرم است زیرا خداوند نیکادل مهربان و دوست داشتنی را از کنار خود به زمین فرستاد تا ما از داشتن این فرشته ی زیبا و طناز به خود ببالیم , با آرزوی تمام شادیهای دنیا برای لحظه لحظه ی زندگیت گل قشنگ عمه ماچتولدت مبارکماچ

                               niniweblog.com




بازدید : 430 مرتبه | موضوع : عمه شهره جون
60
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

ماچ تولد نيكادل عزيزم مبارك انشاالله زير سايه پدر و مادر هزار ساله بشه روي ماهش رو ميبوسم قلب niniweblog.com




بازدید : 448 مرتبه | موضوع : خاله کتی نازنین
61
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

قلب نیکادل عزیزم خوش اومدی به دنیا

                                             تولدت مبارک میبوسمت هزار تا  تشویقماچ

niniweblog.com




بازدید : 262 مرتبه | موضوع : علي جون و ياسي گل
62
تاريخ : چهارشنبه 12 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

لبخندآسمان غرق نور است ,

 زمین پر از گل در روز تولد نیکادل عزیزم ,

تولدت مبارک فدای تو عزیزم

میبوسمت هزار بار عاشقتم گل من قلبتشویقماچ 

niniweblog.com




بازدید : 470 مرتبه | موضوع : خاله فریبا جونم
55
تاريخ : چهارشنبه 5 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

چه كسي مي خنديد

چه كسي مي دانست

چه كسي بود كه با دلهره در باغ دويد

سيبكي را دزديد

خش خش پاي كسي مي آيد

باغبان باغچه همسايه

در پي سايه او تند دويد

سيب دندان زده را دستش ديد

بغض سايه تركيد

سيب دندان زده از دستش ، افتاد به خاك

صاحب سايه پديدار شد از پشت درخت

سايه اش جا مانده بر اندام باغ

مات شد آن باغبان ازبغض چشمان ترش

سايه آرام نگاهي كرد و گفت

زندگي چون سيبي است

كه من از باغچه همسايه مان دزديده ام

زندگي خاطره عطر كسي است

كه نمي دانم كيست

خاطراتي كه مرا مي دهد آزارم

و من انديشه كنان غرق در اين پندارم

چه كسي بود كه فرياد برآورد

ايكاش ! باغچه كوچك اين خانه ما سيبي داشت .

از : ك-دارابي

تقديم به دختر زيباي پدر

بهمن 1390




بازدید : 436 مرتبه | موضوع : پاسخ من به شعر زيباي حميد مصدق و فروغ فرخزاد
49
تاريخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

دلتنگي

چه زيبا مي رود اين سايه خيال

برآستين پاره پاره زندگانيم

من از اندوه آن شبهاي پائيزي

به گورستان آرزوهايت رسيدم

تورا در مرز بودن يا نبودن

تو را در آستانه سردرگمي ديدم

آه اي اشك امانم ده از اين خيال مبهم

بيا تا ابري شود... هواي بي كسيم

آه اي برگريزان درختان پير

ببين چگونه بر اين گور مي كشانيم

چه زيبا در دلم غم مي گريد

چه زيبا بر نگاه سرد پائيز مي نشانيم

تو را مي ديدم از ديروز تا فردا

تو را كه مي آمدي از ترحم ابرها

مرا چه كسي برد به مرز نبودنت ؟

مرا چه كسي كشت در خيال بودنت ؟

واي بر زمين خاكي و آسمان افلاكي

كه گهوارشان را از وجودت انكار مي كنند

واي بر من كه در حسرت نگاهت مي ميرم

واي كه چگونه بر اين خاك مي فشانيم .

سروده پسرت " پدر نيكادل "

زمستان 1390

تقديم به پدر مرحومم روحش شاد و يادش گرامي .

 




بازدید : 157 مرتبه | موضوع : دلتنگي(در باره پدرم)
54
تاريخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

دختر عزيزم ;

دلهره هایت را به باد بده ...

اینجا دلی هست که برای آرامشت  

دستی به آسمان دارد




بازدید : 158 مرتبه | موضوع : دعاي بابا
53
تاريخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

شعری بسیار زیبا از حمید مصدق و پاسخی زیباتر، از فروغ فرخزاد به این شعر زیبا...

 تو به من خندیدی

و نمی دانستی

من به چه دلهره از باغچه ی همسایه

سیب را دزدیدم

 باغبان از پِی من تند دوید

سیب را دست تو دید

غضب آلود به من کرد نگاه

 سیب دندان زده از دست تو  افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز ،

سالها هست که در گوش من آرام ،

                                               آرام

خش خش ِ گام تو تکرار کنان ،

می دهد آزارم

 و من اندیشه کنان

غرق ِ این پندارم

که چرا ،

           - خانه کوچک ما

                               سیب نداشت .

  و اما پاسخ فروغ فرخزاد به این شعر زیبا:

من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده تو پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد گريه تلخ تو را ...
و من رفتم و هنوز سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت...!




بازدید : 170 مرتبه | موضوع : شعري زيبا از حميد مصدق و پاسخي زيباتر به اين شعر از فروغ فرخزاد
52
تاريخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

نامم را پدرم انتخاب کرد!

نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم!

دیگر بس است!

راهم را خودم انتخاب خواهم کرد ...

دكتر علي شريعتي

 

 




بازدید : 162 مرتبه | موضوع : دكتر علي شريعتي
51
تاريخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

دختر عزيزم نيكادل : 

تقدیر،

تقویم انسانهای عادیست

 و تغییر،

تدبیر انسانهای عالی...!!!




بازدید : 179 مرتبه | موضوع : تقدير ... و نغيير ...
50
تاريخ : دوشنبه 3 بهمن 1390 | نویسنده : بابا و مامان

من تمنا کردم

که تو با من باشی

تو به من گفتی

- هرگز، هرگز!

پاسخی سخت و درشت

و مرا غصه این

هرگز، کشت...!!!

از : دكتر حميد مصدق




بازدید : 147 مرتبه | موضوع : شعري از حميد مصدق
48
تاريخ : 25 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

تو و من

سلام

سلام بابا

رفتي از كنارم و هيچ نگفتي

رفتي و مرا با خاطراتت تنها گذاشتي

رفتي ! بي هيچ خداحافظي رفتي

بابا

كودكيم بدون تو سپري شد

وجوانيم بدون تو رخت بر بست

و تو در آسمان خيالم پرسه مي زدي

دو سالم بود كه تو ديگر نبودي

نبودي بغلم كني و من بگويم بابا...

رفتي و دست نوازشت را نچشيدم

رفتي انگار كه هيچ گاه نبودي

نبودي كه صدايت كنم بابا ...

نبودي تا من برايت ناز كنم

نبودي كه قهرم را ببيني

و غرورم را ، كه ديگر.......هيچ

بابا

دلم برايت زار زار مي گريد

چشمانم از دوريت قرمز كبود است

نبودي تا برايت من و ما باشيم

رفتي بي آنكه التماس نگاهم را ببيني

رفتي بي آنكه خداحافظيم را بشنوي

بابا

دستانم در نبودت چون بيد مي لرزد

مي ترسم از اين حول و حوالي

مي ترسم از اين جاي خالي

دلم مي لرزد در اين حبوط نگاهها

بابا

 بيا و ببين كه چه غمگينم

و چه غمگين مي گذرم اين كوچه هاي تاريك را

بابا

دلم براي چشمانت تنگ است

تنگ است اين دل بخدا تنگ است

دلم تنگ است وقتي كه

مي بينم اين مردمان كودكانشان را

به آغوش محبت مي فشارند

مي خندند

مي رقصند

آه اي تكيه گاه مبهم

مرا به كه وا مي گذاري

آخر من براي كه بخندم

من براي چه برقصم

كه رقصم از اندوه تو لبريزتر است

و خنده تلخ من از گريه غم انگيز تر است

آه بابا

من در حسرت اين دوحرف سالهاست مانده ام

مردم از اين گويش ممتد

بابا

دوست دارم مدام بگويمت

بخوانمت

و تكرارت كنم در خاطراتم

بسرايمت از عشق

و نقاشيت كنم در دل

 و دعايت كنم

بابا بگويم و

تو باشي

بابا بگويم و در بهشتي زيبا

قدم بگذاري

آه بابا

دلم در حسرت يك نگاهت

خزانيست بي برگ

تو را دوست مي دارم

از ديروز تا هنوز

و چه كند مي دود اين سالهاي طولاني

كه تو رفتي و

خداحافظ نگفتي

و اين داستان مي رود تا كنون ... .

سروده پسرت " پدر نيكادل"

زمستان 1390

پدر رستگاريت آرزوي من است

 

niniweblog.com

 

 




بازدید : 175 مرتبه | موضوع : رفتي از كنارم(در باره پدرم)
47
تاريخ : 25 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

 

گنجشک ناز و زیبا //  که می‌پری اون بالا

بال و پرت به رنگ خاک // دلت مهربون و پاک

به من بگو وقتی که پر کشیدی //  بابام رو تو ندیدی؟

 دیدمش از اینجا رفت //  اون بالا بالاها رفت

پیش ستاره‌ها رفت //  یواش و بی صدا رفت

ستاره آی ستاره //  پولک ابر پاره

خاموشی یا می‌تابی //  بیداری یا که خوابی

به من بگو وقتی که خواب نبودی //  بابام رو تو ندیدی؟

 دیدمش از اینجا رفت // اون بالا بالاها رفت

از این طرف از اون راه //  رفته به خونه‌ی ماه

ماه سفید و تنها //  که هستی اون بالاها

نقره نشون کهکشون //  چراغ سقف آسمون

به من بگو وقتی که نور پاشیدی //  بابام رو تو ندیدی؟

 همین جا پیش من بود //  نموند و رفت زود زود

اون بالا بالاها رفت //  بابات پیش خدا رفت

خدا که مهربونه //  پیش بابام می‌مونه

گریه نمی‌کنم من //  تا شاد نباشه دشمن

 بابايي این سرود در برنامه کودک دوران ما پخش می‌شد. ماجرای بچه‌ی شهیدی که با گنجشک و ستاره و ماه درددل می‌کرد و سراغ بابای شهیدش رو از اونا می‌گرفت. بابايي هم شرايطش مثل اون بود . باباش شهيد نشده بود اما بابايي 2 سالش بود كه باباش رفت به آسمونا و ديگه برنگشت و من هميشه منتظرش موندم . بابايي منم اونوقتا با ستاره هاي آسمون درد دل مي كردم و سراغ بابام رو از اونا مي گرفتم براي همينه كه اين شعر برام خيلي عزيزه و برات نوشتمش . اميدوارم هميشه شاد و خوشبخت باشي عزيز دل بابا .

 




بازدید : 595 مرتبه | موضوع : ستاره آي ستاره(بياد دوران كودكي)
46
تاريخ : سه شنبه 20 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

خستگی را تو به خاطر مسپار که افق نزدیک است

و خدایی که تو را می بیند و به عشق تو همه حادثه ها می چیند

که تو یادش افتی و بدانی که همه بخشش از اوست و همینش کافیست........niniweblog.com




بازدید : 141 مرتبه | موضوع : خدا
45
تاريخ : دوشنبه 19 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

love

ببين غمگين ، ببين دلتنگ ديدارم ...

ببين خوابم نمي آيد ، بيدارم ...

نگفتم تا كنون اما كنون بشنو ...

تو را بيش از همه من دوست مي دارم ... .




بازدید : 157 مرتبه | موضوع : تو را من دوست مي دارم
44
تاريخ : چهارشنبه 14 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند.

کودکان وقتی با سرزنش و انتقاد زندگی می کنند می آموزند بی اعتماد به خود باشند. وقتی با خشونت زندگی می کنند می آموزند که جنگجو باشند. وقتی با ترس زندگی می کنند می آموزند که بُزدل باشند. وقتی با ترحم زندگی می کنند می آموزند که به خود احساس ترحم داشته باشند. وقتی با تمسخر زندگی می کنند می آموزند که خجالتی باشند. وقتی با حسادت زندگی می کنند می آموزند که در خود احساس گناه داشته باشند. اما اگر با شکیبایی زندگی کنند بردباری را می آموزند. اگر با تشویق زندگی کنند اعتماد و اطمینان را می آموزند. اگر با پاداش زندگی کنند با استعداد بودن و پذیرندگی را می آموزند. اگر با تصدیق شدن زندگی کنند عشق را می آموزند. اگر با توافق زندگی کنند دوست داشتن خود را می آموزند. اگر با تایید زندگی کنند با هدف زندگی کردن را می آموزند. اگر با صداقت زندگی کنند حقیقت را می آموزند. اگر با انصاف زندگی کنند دفاع از حقوق را می آموزند. اگر با اطمینان زندگی کنند اعتماد به خود و اعتماد به دیگران را می آموزند. اگر با دوستی و محبت زندگی کنند زندگی در دنیای امن را می آموزند.

انواع بازی در کودکان

بازی عبارت است از هرگونه فعالیت جسمی یا ذهنی هدفدار که به صورت فردی یا گروهی انجام شود و موجب کسب لذت و برآورده شدن نیازهای کودک گردد. کودکان، نقاط قوت و ضعف خود از جمله تمایل به فرمان دادن یا فرمان بردن، تهاجم یا تسلیم، اجتماعی بودن یا منزوی بودن و همچنین احساسات دوستانه یا خصمانه، افسردگی یا شادی، امیال و آرزوهای خود را از طریق بازی نشان می دهند. کودکان به بازیهای متفاوتی می پردازند که هر کدام از بازیها نشان دهنده یکی از احساسات آنها می باشد. کودکان برای بیان رفتارهای پرخاشگرانه خود به بازیهایی می پردازند که در آن بتوانند با حمله و تخریب پدیده های عادی و معنوی راهی برای بروز خشم خود پیدا کنند. همچنین برای بیان آرزوها و امیال خود به رویا و تخیل می پردازند و برای رسیدن به هرآنچه که آرزو دارند خود را با بازیهای تخیلی سرگرم می کنند و سرانجام برای ساخت و پیدا کردن نقش مورد علاقه خود به بازیهای تقلیدی می پردازند.

آموزش امور جنسی به کودکان و نوجوانان

غریزه جنسی یکی از غرایز مهم انسان است و تلاش در جهت ارضای درست و مناسب آن نه تنها مذموم نیست، بلکه بسیار نیکو و پسندیده می باشد. غریزه جنسی که از لحظه تولد در نهاد فرد وجود دارد هیچگاه نباید خاموش شود، بلکه باید از طریق آموزش صحیح تحت کنترل قرار گیرد. کنجکاوی و پرسشهای کودکان در زمینه مسائل جنسی، امری کاملا عادی و طبیعی است. کودکان برای این که زندگی شاد و سالمی داشته باشند باید در زمینه مسائل جنسی اطلاعاتی صحیح و متناسب با سن و درک خود کسب کنند و در این زمینه هیچکس بهتر از والدین نمی تواند اطلاعاتی درست در زمینه فوق را در اختیار کودک و نوجوان قرار دهد.

خلاقیت در کودکان

خلاقیت قابلیتی است که در همگان وجود دارد اما نیازمند پرورش و تقویت می‌باشد تا به سر حدشکوفایی برسد. فرد خلاق کسی است که از ذهنی جستجوگر و آفریننده برخوردار باشد. خلاقیت برآیند فرآیندهای ذهنی و شخصیتی فرد بوده و به تولیدات و آثاری منجر می شود که نو و بدیع بوده، خاصیتی متکامل داشته و با واقعیتها، منطبق بوده و در غایت به سود جامعه بشری هستند. اساساً پرورش عنصر انگیزشی خلاقیت باید در بستر خانواده صورت گیرد، زیرا مستعدترین محیط برای شکل دهی آن محیط کلامی و نظام تربیتی و رفتاری خانواده است. کودک و نوجوان اوقات زیادی را در خانواده سپری می­کنند، بنابراین این طبیعی است که بیشترین تاثیر را نیز از آن بپذیرند.

احساسات در کودکان

احساسِ گناهِ کودک فرصتی است برای آموختن مسؤولیت‌پذیری و دانستن پیامدهای رفتارش. واکنش والدین نسبت به خطای کودک می‌تواند تاثیر عظیمی بر تقویت ( یا تضعیف) وجدان کودک، قابلیت یادگیری درست و نادرست، و سطح علاقه به اجتماع و مسؤولیت‌پذیری او دارد. کودکانی که اجازه می‌یابند احساسات خود را درک و احساس کنند و والدین‌شان به آن‌ها کمک می‌کنند که احساسات‌شان را بشناسند و از آن‌ها درس بگیرند؛ در حال آموختن مهارت برخورد به روش مسؤولانه با مسائل زندگی هستند. در صورتی که احساسات بچه‌ها سرکوب ‌شود آن‌ها با سوءرفتار در اشکال گوناگون احساس خود را بیان می‌کنند.

چگونه به کودک بیاموزیم خود را سرگرم کند؟

بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالی فشار روانی را تجربه می‏کنند. برخی کودکان مجبورند با مشکلاتی چون کشمکش‌های خانوادگی، طلاق، تغییرات دائمی مدرسه، همسایه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههای هم‌سال و بعضی وقت‌ها حتی با خشونت در خانواده یا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند. بیشتر والدین کودکان نوپا آرزو می کنند که کودکشان بتواند تنهایی خودش را سرگرم کند. این خواسته والدین منطقی است، چون کودک نوپا می تواند اسباب بازی ها را بر دارد، با آن ها بازی کند، دنبال توپ بدود و کتاب ورق بزند. نوپاها آموخته اند که می توانند خودشان کارهایی انجام دهند و اتفاقاً اغلب هم در انجام کارها توسط خودشان پافشاری و سماجت به خرج می دهند.

استرس در کودکان

بچه‌ها مدتها قبل از پاگذاشتن به دوران بزرگسالی فشار روانی را تجربه می‏کنند. برخی کودکان مجبورند با مشکلاتی چون کشمکش‌های خانوادگی، طلاق، تغییرات دائمی مدرسه، همسایه‌ها، توافقات مراقبت از کودک، فشار گروههای هم‌سال و بعضی وقت‌ها حتی با خشونت در خانواده یا جامعه‌شان دست و پنجه نرم کنند. تأثیر فشار روانی روی کودک بستگی به شخصیت، میزان پختگی، و نوع سازگاری او دارد. با این حال، تشخیص اینکه چه وقت بچه‌ها زیر بار فشارها خم می‌شوند همیشه ساده نیست.

آموزش لمس بدوخوب به کودکان

یکی از موارد آموزنده که باید مورد توجه قرار بگیرد سوءاستفاده جنسی از کودکان است. در آمریکا هر ساله در حدود دویست‌هزار مورد سوءاستفاده جنسی گزارش می‌شود که هر ساله ۱۰درصد به آن اضافه می‌شود. بیش‌تر کارشناسان معتقدند که بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از این تعداد را دختران و تقریبا نیمی از آن را قربانیان پسر تشکیل می‌دهد.با توجه به این خطر، بسیاری از مدارس برنامه‌هایی را برای جلوگیری از سوءاستفاده‌های جنسی از کودکان تنظیم کرده‌اند. در بیشتر این برنامه‌ها آموزشهای مختلفی درباره سوءاستفاده جنسی به بچه‌ها آموخته می‌شود، برای نمونه آگاه کردن آنها در مورد تفاوت بین لمس «خوب و محترمانه» و لمس «بد و زشت»، هوشیار کردن آنها نسبت به خطرات وتشویق کردن آنها برای گزارش کردن این اعمال خلاف به افراد بزرگسال. تحقیقات نشان داده است که این آموزشها در کاهش جرایم بی‌تاثیر نبوده است اما بچه‌هایی که تحت آموزشهای جامع و گسترده شامل تقویت قابلیتهای اجتماعی و عاطفی مربوطه قرار داشته‌اند بهتر توانسته‌اند از خود در برابر تهدیدات جنسی محافظت کنند. آنها بهتر از بچه‌های دیگر می‌توانند از فرد خطاکار بخواهند که آنها را رها کند، داد و هوار راه بیاندازند و با فرد خلافکار گلاویز شوند، یا او را تهدید به لو دادن کنند، و هنگامی که رفتار ناشایستی با آنها شد عملا آن را به والدین خود بگویند. ویژگی اخیر ( گزارش کردن عمل خلافکار) یکی از بهترین راههای پیشگیری‌کننده است.

خودارضایی در کودکان

خودارضائــی یک رفتار خود تحریکی است که به منظور کسب لذت صورت می‌پذیرد. کودکان ممکن است خود را با دست یا شئی دیگری مالش دهند. آنها هنگام انجام این عمل معمولاً مشغول، برافروخته و مبهوت به نظر می رسند. ممکن است یک کودک این عمل را چندین بار در روز یا فقط یک بار در هفته انجام دهد. خودارضایی به طور شایع زمانی رخ می‌دهد که کودک خواب‌آلود، خسته و تحت فشار است یا مشغول دیدن تلویزیون می‌باشد. بروز خودارضایی به صورت گهگاه رفتاری طبیعی در بسیاری از نوپایان و کودکان پیش‌دبستانی است. قریب به یک سوم کودکان در این محدوده سنی وقتی مشغول کاوش درباره اندام خویش هستند پدیده خودارضایی را کشف می‌کنند و اغلب این عمل را ادامه می‌دهند چون احساس خوبی نسبت به آن پیدا می‌کنند. برخی از کودکان به کرات خود را ارضا می‌کنند چرا که از چیزی ناراحت هستند، مثل وقتی که پستانک از آنها گرفته شده است. برخی دیگر در واکنش به تنبیه یا فشار برای متوقف کردن کامل خودارضایی، آن را ادامه می‌دهند. خودارضایی هیچ دلیل پزشکی مشخصی ندارد. تحریک نواحی تناسلی (مثلاً در اثر عفونت) منجر به درد یا خارش میشود، نه خودارضایی.

افسانه بافی کودکان

بحثی مختصر در زمینه خیالبافی کودکان داشتیم و فواید و عوارض آن را برشمردیم و به این نتیجه رسیدیم که این حالت نباید در کودکان تداوم یابد بدان خاطر که آنها را از واقعیت ها، پذیرش مسئولیت ها و موفقیت در امور بعدی حیات دور می سازد. و در این مقاله که به گونه ای مختصرتر مطرح خواهد شد جلوه ای از خیالبافی کودکان را که به افسانه بافی منجر شده است عرضه خواهیم داشت. این حالت نیز از مشکلاتی است که دامنگیر والدین و مربیان کودک است و زمینه را برای بسیاری از سقوط ها و عدم موفقیت ها فراهم می سازد. حالتی است که در بسیاری از کودکان خیالباف و حتی گروهی از آنها که دچار بیماری های روانی هستند و در سنین گوناگون می باشند به عیان دیده می شود.

خیالبافی کودکان

حیات روانی انسان به نظامی مجهز است که ادامه سیستم دار آن موجب تداوم حیات سالم و توأم با فراغ است. اگر از این نظام تخلف و انحرافی پدید آید آدمی با مخمصه هائی که اغلب زحمت آفرین هستند مواجه خواهد شد، در این نظام به دو امر مواجهیم: یکی تجهیزات انسان و آن شامل امکانات و مؤیداتی در تربیت است که خداوند آن را در درون انسان بودیعت نهاده است مثل فطرت، غریزه، کنجکاوی، بینهایت جوئی، استعدادها و.. و دیگر سیستم دفاعی است که آدمی از این طریق قادر به ادامه حیات و حفظ صیانت وجود می شود. در برابر آلام و رنج های درونی موضع مناسب اتخاذ کرده و خود را از درماندگی ها نجات می دهد و ما این هر دو را در تخیل و خیالبافی انسان می بینیم

کودکان و پرخاشگری

یکی از دلایل عمده ای که باعث پرخاشگری و گاه حتی فراتر رفته و تبدیل به شکستن هنجار ها و بزهکاری می گردد سرزنش و نکوهش های بسیار والدین در دوران کودکی و نوجوانی می باشد.سرزنش هایی که در انتها باعث از بین رفتن اعتماد بنفس کودکان نسبت به عملکرد خود می گردد و بهمین منظور دائم تلاش می کنند تا بجای برآورد و بیان خواسته های خود به خواسته های دیگران توجه کنند چون آموخته اند که عملکرد ایشان اغلب مورد سرزنش و نکوهش قرار گرفته و ناگزیر برای بدست آوردن نوازش از جانب والدین و نزدیکان خود می بایست اینگونه عمل کنند. متاسفانه این عملکرد والدین در بسیاری مواقع با شکست روبرو می گردد زیرا هنگا میکه کودک کاری مورد انتظار را انجام می دهند، ولی نوازش دریافت نمی کند احساس می کند که به او خیانت شده است. بهمین دلیل بعدها او دچار مشکل شده و راه حل را در گرفتن انتقام با شکستن هنجارها و یا پرخاشگر می گردد. در اینجا نمونه هایی از این موضوع در زیر ارائه شده است.

درمان‌ پرخاشگری در کودکان

برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ اینست‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم.

۱- در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت.

۲- اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

۳- در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم.




بازدید : 249 مرتبه | موضوع : مطالب جالب و خواندني در مورد كودكان(1)
43
تاريخ : چهارشنبه 14 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

 نامه چارلي چاپلين به دخترش

اینجا شب است٬ یک شب نوئل. در قلعه کوچک من همه سپاهیان بیسلاح خفته اند.
نه برادر و نه خواهر تو و حتی مادرت ، بزحمت توانستم بی اینکه این پرندگان خفته را بیدار کنم ، خودم را به این اتاق کوچک نیمه روشن٬ به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم . من از تولیسدورم، خیلی دور...... اما چشمانم کور باد ،اگر یک لحظه تصویر تو را از چشمان من دور کنند.
تصویر تو آنجا روی میز هست . تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست. اما تو کجایی؟ آنجا در پاریس افسونگر بر روی آن صحنه پر شکوه "شانزلیزه" میرقصی . این را میدانم و چنانست که گویی در این سکوت شبانگاهی ٬ آهنگ قدمهایت را می شنوم و در این ظلمات زمستانی٬ برق ستارگان چشمانت را می بینم.
شنیده ام نقش تو در نمایش پر نور و پر شکوه نقش آن شاهدخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده است. شاهزاده خانم باش و برقص. ستاره باش و بدرخش .اما اگر قهقهه تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی گلهایی که برایت فرستاده اند تو را فرصت هشیاری داد٬ در گوشه ای بنشین ٬ نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار . من پدر تو هستم٬ ژرالدین من چارلی چاپلین هستم . وقتی بچه بودی٬ شبهای دراز به بالینت نشستم و برایت قصه ها گفتم . قصه زیبای خفته در جنگل ٬قصه اژدهای بیدار در صحرا٬ خواب که به چشمان پیرم می آمد٬ طعنه اش می زدم و می گفتمش برو .
من در رویای دختر خفته ام . رویا می دیدم ژرالدین٬ رویا.......
رویای فردای تو ، رویای امروز تو، دختری می دیدم به روی صحنه٬ فرشته ای می دیدم به روی آسمان٬ که می رقصید و می شنیدم تماشاگران را که می گفتند: " دختره را می بینی؟ این دختر همان دلقک پیره . اسمش یادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پیری بیش نیستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن.
زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربانقلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟

...................................تو مرا نمی شناسی ژرالدین . در آن شبهای دور٬ بس

 قصه ها با تو گفتم ٬ اما قصه خود را هرگز نگفتم . این داستانی شنیدنی است‌:

 داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترین محلات لندن آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد .این داستان من است . من طعم گرسنگی را چشیده ام . من درد بی خانمانی را چشیده ام . و از اینها بیشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام.

با اینهمه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند نباید حرفی

زد . داستان من به کار تو نمی آید ٬ از تو حرف بزنیم . به دنبال تو نام من است:چاپلین . با همین نام چهل سال بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند ٬ خود گریستم .
ژرالدین در دنیایی که تو زندگی می کنی ٬ تنها رقص و موسیقی نیست .
نیمه شب هنگامی که از سالن پر شکوه تأتر بیرون میایی ٬ آنتحسین کنندگان ثروتمند را یکسره فراموش کن ٬ اما حال آن راننده تاکسی را که ترا به منزل می رساند ٬ بپرس ٬ حال زنش را هم بپرس.... و اگر آبستن بود و پولی برای خریدن لباس بچه اش نداشت ٬ چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار . به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام ٬ فقط این نوع خرجهای تو را٬ بی چون و چرا قبول کند . اما برای خرجهای دیگرت باید صورتحساب بفرستی .

گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی یکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنانهستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند .

و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگرانرقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوبمی شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است . در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست .
نور افکن رقاصگان کولی ، تنها نور ماه است نگاه کن ، خوب نگاه کن . آیا بهتر از تو نمی رقصند؟
اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد .
همیشه کسی هست که بهتر از تو می زند .و این را بدان که درخانواده چارلی ، هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا یک گدای کنار رود سن ، ناسزایی بدهد .
من خواهم مرد و تو خواهی زیست . امید من آن است که هرگز در فقر زندگی نکنی ، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم .هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر . اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی ، با خود بگو : " دومین سکه مالمن نیست . این مال یک فرد گمنام باشد که امشب یک فرانک نیاز دارد ."
جستجویی لازم نیست . این نیازمندان گمنام را ٬ اگر بخواهی ٬ همه جا خواهی یافت .
اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم ٬ برای آن است که ازنیروی فریب و افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم٬ من زمانی دراز در سیرک زیسته ام٬ و همیشه و هر لحظه٬ بخاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند٬ نگران بوده ام٬ اما این حقیقت را با تو می گویم دخترم : مردمان بر روی زمین استوار٬ بیشتر از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار ٬ سقوط می کنند . شاید که شبی درخشش گرانبهاترین الماس این جهان تو را فریب دهد .
آن شب٬ این الماس ٬ ریسمان نا استوار تو خواهد بود ٬ و سقوط تو حتمی است .
شاید روزی ٬ چهره زیبای شاهزاده ای تو را گول زند٬ آن روز تو بند بازی ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی ٬ همیشه سقوطمی کنند .
دل به زر و زیور نبند٬ زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است و خوشبختانه ٬ این الماس بر گردن همه می درخشد .......
.......اما اگر روزی دل به آفتاب چهره مردی بستی ، با او یکدل باش ، به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد . او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی ، شایسته تر از من است . کار تو بس دشوار است ، این را می دانم .
به روی صحنه ، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند . به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت . اما هیچ چیز و هیچکس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند .
برهنگی ، بیماری عصر ماست ، و من پیرمردم و شاید که حرفهای خنده دار می زنم .

اما به گمان من ، تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری .
بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد . مال دوران پوشیدگی . نترس ، این ده سال ترا پیر تر

نخواهد کرد.....




بازدید : 172 مرتبه | موضوع : نامه چارلي چاپلين به دخترش
42
تاريخ : سه شنبه 13 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

وقتی زندگی ۱۰۰ دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده

 تو ۱۰۰۰ دلیل برای خندیدن به اون نشون بده

چارلي چاپلين




بازدید : 146 مرتبه | موضوع : چارلي چاپلين
41
تاريخ : دوشنبه 12 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

در پس آن پنجره

زرد مي شد برگ يك احساس ناب

چهره غمگين يك زن در سكوت

پشت آن شيشه درون آفتاب

قطره هاي ريز باران مي چكيد

خيس مي شد شيشه از رفتار آب

ديده بر حسن جمالش بست ابر

محو مي شد چهره اش زير نقاب

در پس اين پنجره دل مات شد

مات مي شد عشق درون اين حجاب

سروده : بابا

دي 1390

 




بازدید : 209 مرتبه | موضوع : انتظار
40
تاريخ : سه شنبه 6 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

 

نيمكت خالي

يك نيمكت خالي

يك كوچه بن بست

جاي پاي مهربانيهاي او

روي سنگفرش همين كوچه نشست

كلبه هايي خالي

عابري سرگردان

ته بن بست اقاقيهامان

گريه اي كرد و شكست

آسمان ابري شد

دل ابرها خون شد

چند قدم آنسوتر

چشم مرغان هواي دلمان

غمگين است

وهنوز

نيمكت افسرده اين كوچه باغ

بوي عطر عابران رفته را

مي فروشد ارزان

او به شب بوهاي مست  .

سروده  : بابا

دي 1390




بازدید : 170 مرتبه | موضوع : نيمكت خالي
39
تاريخ : دوشنبه 5 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

حسين پناهي

شبی بارانی

و رسالت من اين خواهد بود 

تا دو استکان چاي داغ را 

از ميان دويست جنگ خونين 

به سلامت بگذرانم 

تا در شبي باراني 

آن ها را

با خداي خويش 

چشم در چشم هم نوش کنيم

 




بازدید : 170 مرتبه | موضوع : شعري از حسين پناهي
38
تاريخ : 4 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

مادر بزرگ

مادرم

پنجره ها قاب نگاهت شده اند

انتظار ، ديدگان خيست را ...

به تماشا مي نشيند !

آنگاه كه نگاهت امتداد يك رؤياست !

و اشك...

بدرقه راه چكاوكهامان .

سروده : بابا

دي 1390




بازدید : 158 مرتبه | موضوع : مادر بزرگ
37
تاريخ : 4 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

نشاني

:: نشاني من ::

نشاني از تو ندارم

اما نشاني ام را براي تو مي نويسم ;

در عصرهاي انتظار

به حوالي بي كسي قدم بگذار !

خيابان غربت را پيدا كن

و

وارد كوچه پس كوچه هاي تنهايي شو !

كلبه غريبي ام را پيدا كن

كنار بيد مجنون خزان زده ،

و كنار مرداب آرزوهاي رنگي ام

در كلبه را باز كن

و به سراغ بغض خيس پنجره برو !

حرير غمش را كنار بزن !

مرا مي يابي

در انعكاس خميده پنجره ها

مرا مي بابي

در امتداد نگاه معصومانه ات

كه بي نشان تو بغض كرده ام .

 

 

 




بازدید : 164 مرتبه | موضوع : نشاني من
36
تاريخ : 4 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

كوچه خاطره ها

ديروز كه به سراغت آمدم

چهره ات غمگين بود

سرد بودي مثل يك پائيز زرد

خش خش برگ درختان دلت پيدا بود

خواب مي رفت يك كلاغ روي ديوار دلت

كودكي بازيكنان روي چارچوب نگاهت مي رفت

عابري هم تنها خاطراتش را براي دل تنگت مي خواند

و تو تنهايي خود را در دل زمزمه كردي تا صبح

كوچه ديروزم ...!

چهره ات غمگين است

دست لرزان تنت گريان است

و تو در انديشه فصل بهار

سردي تلخ زمستان را عبور خواهي كرد

كوچه ام ، گرياني ؟

از من و از ما و از اين غصه طولاني ؟

كوچه ام گرياني ؟ كه چنين زار رهايت كردم ؟

و چنين بي كس و تنها در اينجا ماندي ؟

كوچه ام حرفي بزن

كه چرا ...

ديگر آواز نمي خواند سار ؟

ديگر از دار و درختان دل غمگينت

هيچ زاغي نمي خواند غار...

كوچه ام گريانم

كه چرا زار رهايت كردم ؟

كوچه ام گريانم

كه چرا ...

ديگر از خانه همسايه مان

هيچ صدايي آشنا بر نمي آيد به گوش ؟

كوچه ام گريانم

كه چرا باغچه همسايه

سيب نداشت

كوچه ام ...

سروده : بابا

دي 1390

 




بازدید : 309 مرتبه | موضوع : كوچه خاطره ها
35
تاريخ : شنبه 3 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

ديروز كه اشك نگاه مهربانش را پر كرده بود

و دلش براي كودكان ديروزش تنگ

آنگاه كه وقت دلكندن بود

من چه حزن آلود مي بستم درها را

 و نگاهش را در پس ديوارها رها مي كردم

ديروز كه با دستان پر مهرش وداع گفتم

ديدگانم پر بود از خاطرات شيرين گذشته

خاطرات كوچه اي پر از بودن

و مملو از بازيهاي كودكانه ام

خاطرات بيدهاي بلند حياطمان

خاطرات باغچه كودكانه ام

ديروز كه نگاهش در نگاهم گره مي خورد

دلم هواي بغض مي كرد

و ديدگانم پر مي شد از حسرت بودن

و اشك در چشمانم حلقه مي زد

ديروز نگاه مهربانت مي گفت بمان

و

از درون ديدگانم دور نشو

ديروز...

كه اشك نگاهت را پر مي كرد...

سروده : بابا

دي 1390

niniweblog.com

 




بازدید : 148 مرتبه | موضوع : مادر
34
تاريخ : شنبه 3 دی 1390 | نویسنده : بابا و مامان

از مرز خواب مي گذشتم

سايه تاريك يك نيلوفر

روي همه اين ويرانه ها فرو افتاده بود ...

كار ما شايد اين است

كه ميان گل نيلوفر و قرن

پي آواز حقيقت باشيم .

دكتر علي شريعتي




بازدید : 150 مرتبه | موضوع : دكتر علي شريعتي
33
تاريخ : شنبه 26 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

در اين غروب طولاني

قدمهايم چه خسته مي رود اين جاده را

سكوت ، از پشت درختها سرك مي كشد

درختاني چه بلند ، درختاني چه رسا

كه سر مي سايند بر آسمان

و دود و مه پر مي كند اندوهمرا

در اين سكوت بي پايان

قدمهايم چه خسته مي رود

و نگاهم چه حس غريبي دارد اينجا

بيا و دستانم را بگير

مرا ببر از اين جاده طولاني

كه گم مي شوم اندازه قطره در اين دريا

بيا و با من بگرد اين جاده را

كه شايد بشكند اين بغض فشرده در گلويم

قدم بردار با من

تا كه خاطراتم را يك به يك مرور كنم

و حك كنم بر تن اين درختان نگاهمرا

آه چه سرد است اين آخرين نگاه

و چه زيبا است امتداد اين جاده

امتدادي كه پر است از حس فرياد

پر است از نگاه مهرباني

كه با من مي گذشت اين جاده را

و با تو چه زيباست اين گذشتنها

و چه روشن مي شود خاطرات جاده فردا .

سروده : بابا

آذر 1390

 




بازدید : 175 مرتبه | موضوع : جاده
32
تاريخ : شنبه 26 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

با سلام و احترام فراوان خدمت كليه بازديد كنندگان وبلاگ نيكادل ;

كوچك شما پدر نيكادل هستم . تشكر مي كنم از اظهار لطفتان در خصوص مطالب و اشعاراين وبلاگ كه قالبا از عشق زيادم نسبت به دختر كوچولوم به ذهنم خطور مي كند و در اين وبلاگ خدمت بزرگوارتان ارائه       مي كنم .

من و نيكادل و مامانش همه شما رو دوست داريم ودست لطيفتان را مي بوسيم .

:: ضمنا كد نيكادل جهت شركت در مسابقه  109 مي باشد كه در صورت تمايل مي تونيد به وبلاگش راي بديد ::

منتظر مطالب بهتر و اشعار زيباتر در اين وبلاگ باشيد

                                                        با تشكر




بازدید : 184 مرتبه | موضوع : شعر نيكادل
31
تاريخ : شنبه 26 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

بس كه ديوار دلم كوتاه است ...
هركه از كوچه تنهايي من مي گذرد ،
به هواي هوسي هم كه شده ...
سركي مي كشد و مي گذرد !!!

 




بازدید : 146 مرتبه | موضوع : عبور
30
تاريخ : جمعه 25 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان
من در سرزميني زندگي مي كنم كه زبانش " پارسي " است
اما به آن " فارسي " مي گويند
چون عرب "پ " ندارد .
دكتر علي شريعتي



بازدید : 172 مرتبه | موضوع : دکتر علی شریعتی
29
تاريخ : جمعه 25 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

زندگي ... انتظار و هوس و ديدن و ناديدن نيست
زندگي چون گل سرخي ست ... پر از خار و پر از برگ و پر از عطر لطيف
يادمان باشد اگر گل چيديم ...
عطر و برگ و گل و خار
هر سه همسايه ديوار به ديوار همند




بازدید : 151 مرتبه | موضوع : زندگی
28
تاريخ : سه شنبه 22 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

  باز باران با ترانه
با گوهرهاي فراوان
مي خورد بر بام خانه
يادم آرد روز باران
گردش يك روز دیرین
خوب و شیرین
توي جنگل هاي گيلان
كودكي ده ساله بودم
شاد و خرم
نرمو نازك
چست و چابك
با دو پاي كودكانه
مي دويدم همچو آهو
مي پريدم ازلب جوي
دور ميگشتم ز خانه
مي شنيدم از پرنده
داستان هاي نهاني
از لب باد وزنده
رازهاي زندگاني
بس گوارا بود باران
وه چه زيبا بود باران
مي شنيدم اندر اين گوهر فشاني
رازهاي جاوداني, پندهاي آسماني
بشنو از من كودك من
پيش چشم مرد فردا
زندگاني خواه تيره خواه روشن
هست زيبا, هست زيبا, هست زيبا

سروده : قيصرامين پور- روحش شاد




بازدید : 173 مرتبه | موضوع : باز باران(نسخه اصلي)
27
تاريخ : سه شنبه 22 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

باز باران

بي بهانه

با ترنمهاي زيبا

كودكانه

مي رود زين سو به آن سو

مي خورد بر تار گيسو

بس گوارا بود باران

وه چه زيبا بود باران

در دلم يادش كنم ياد

خاطراتي كه به من داد

باز باران

روي بامم

خيس شد

خاطره هايم

ياد آن دوران شيرين

دلم از خاطره هايش

گشته افسرده و غمگين

ياد آن روزهاي زيبا

پيش چشم همه ما

ياد آن الا دولكها

ياد آن دوز و كلكها

ياد بالا و بلندي

ياد آن سرسره بازي

زير باران رفتن و شاد

حس خوبي كه به من داد

ياد آن خاطره هامان

باز باران ، باز باران

سروده : بابايي

آذر 90

الگو گرفته شده از شعر "باز باران باترانه" سروده : قيصر امين پور ، روحش شاد

 كه خاطرات زيباي كودكيم را برايم زنده كرد و چه دلتنگم براي آن روزهاي مانده در ياد

niniweblog.com

 




بازدید : 166 مرتبه | موضوع : باز باران2
24
تاريخ : سه شنبه 22 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

باز باران

بي ترانه

گريه هاي

بي بهانه

مي خورد بر سقف قلبم

يادم آرد

روي ماهت

باورت

شايد نباشد

كه دلم

تنگ است برايت .

niniweblog.com






بازدید : 175 مرتبه | موضوع : باز باران
26
تاريخ : سه شنبه 22 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

دخترم اول دنياست بخند

دخترم زندگي اينجاست بخند

دست خطي كه مرا عاشق كرد

شوخي كاغذي ماست بخند

دخترم خام نشي گريه كني

كل دنيا يه سراب است بخند

آن خدايي كه بزرگش خواندي

بخدا مثل تو زيباست بخند

سروده : بابايي

آذر 90

niniweblog.com

 




بازدید : 174 مرتبه | موضوع : زندگي اينجاست
25
تاريخ : سه شنبه 22 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

به شانه ام ميزني

كه تنهاييم را

تكانده باشي

به چه دل خوش كرده اي

به تكاندن برف

از شانه آدم برفي ؟

       niniweblog.com




بازدید : 157 مرتبه | موضوع : آدم برفي
23
تاريخ : شنبه 5 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

گفته بودي كه چرا محو تماشاي مني

آنچنان مات كه حتي مژه بر هم نزني

مژه بر هم نزنم تا كه ز دستم نرود

ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدني




بازدید : 167 مرتبه | موضوع : ناز چشمت
22
تاريخ : چهارشنبه 2 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

آسمان ابريست

باز باران باريد

خيس شد خاطره ها

مرحبا بردل ابري هوا

هر كجا هستي باش

آسمانت آبي

و تمام دلت از غصه دنيا خالي ...

تقديم به نيكادل زيبا

niniweblog.com




بازدید : 171 مرتبه | موضوع : آسمان ابريست
21
تاريخ : چهارشنبه 2 آذر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

در وصف مهربانيهايت

درون فكر من هرگاه صداي ناز تو پيچيد

نگاه نافذ عشقت درون قلب من رقصيد

زتنهايي برونم كرد نگاه ارغوانيت

ز حال زار من پرسي قسم بر مهربانيت

درون قلب پر دردم تويي آرامش مطلق

تو كردي مهرباني را به شعر كوتهم ملحق

سزا اين بود كه تو باشي درون شعر من جاري

درون قلب و احساسم ستايش كردمت ، آري...

تقديم به دختر نازم " نيكادل "

 سروده بابايي پائيز 1390

 niniweblog.com

 




بازدید : 183 مرتبه | موضوع : در وصف تو
20
تاريخ : شنبه 28 آبان 1390 | نویسنده : بابا و مامان

راز و نياز كودكانه

دخترم

آبروي زندگي بابا

زيبا خلقت خداوندگار

دوستت دارم

به اندازه همه ستاره ها

دوستت دارم بيشمار

دوستت دارم

به اندازه همه دنيا

ديروز

وقتي چادر نمازت را به رخ مي كشيدي

آنگاه كه گونه هايت سرخ مي شد از شرم و حيا

آنگاه كه به سجده معبود سر به آستانش مي گذاشتي

اشك شوق چشمانم را درمي نورديد

و تو چه زيبا مي شدي در چشمانم

و چه مهربان بود آن نگاه زيبا

ديروز

وقتي كه زير لب سخن از عشق مي گفتي

و يگانگيش را با زبان كودكانه ات شكر مي گفتي

دلم لرزيد

دلم لرزيد از عشق پاكت

از هنگامه اذان دلم لرزيد

آنگاه كه خداوند را باچشمان معصومانه ات مي خواندي

آنگاه كه لبهاي زيبايت كريمانه سپاس مي گفت

دلم لرزيد

من ديدم

ديدم آن درخشش بي نهايت را

كه جلا داد آن كلبه كوچك دلمان را

من ديدم

كه چگونه رؤياهامان را به چشمان لطيفت مي بافتيم

و چگونه جزر و مد نگاهمان در نگاهت گم مي شد

دختر عزيزم

زيبايي وصف ناپذير خلقت

من تورا ديدم

كه چگونه در گوش باد زمزمه مي كردي

كه چگونه نشاني معبود را به گوشش مي خواندي

تا نداي قلبت را به ايزد يكتا برساند

و

دخترم

تو در قلبم ترنم احساسي

و تو مثل يك رؤياي ناياب

مثل برگ گل ياسي

در توهمي ناب .

تقديم به دختر زيبايم"نيكادل"

به مناسبت اولين نماز كودكانه ات

سروده بابا ، پائيز 1390

 




بازدید : 203 مرتبه | موضوع : نماز يك فرشته
19
تاريخ : شنبه 28 آبان 1390 | نویسنده : بابا و مامان

قايق رؤياها

دلم اندازه دريا براي قايقت تنگ است

نگاه ناز چشمانت پر از شور و پراز رنگ است

دراين درياي طوفاني در اين زيبايي و وحشت

نگاهت را به من بسپار كه دنيا اندر اين جنگ است

براي قايقت دريا چه زيبا مي شود امروز

براين امواج بي فرجام كه گه تند و گهي لنگ است

دلم قد همه دنيا دلم تنگ است براي تو

براي مهربانيهاي بي حدت دلم تنگ است

دراين دنيا كه آدمها پر از تزوير و بي رنگند

تويي رؤياي بابايي تو كه قلبت چه يكرنگ است

تو را زاده فري بانو ز عشق ناب و زيبايش

ببوسم دست پاكش را كه دل در وصف او تنگ است

تو را داده خداي من انيس و مونس بابا

چه رنگين است كمان تو چه اندازه هماهنگ است

بياجانا و جانانم بر اين قايق مشو نوميد

كه ابر و باد و باران هم بر اين خلقت همي منگ است

بر اين باغ و بر اين بوستان چكاوكهاكنند فرياد

بپايش در نثارش وه چه زيبا و خوش آهنگ است

در اين لنگرگه عالم چه زيبا مي رود قايق

به بادبانهاي افراشته كه در وصفش هماهنگ است

تويي عذرا منم وامق تويي مجنون منم عاشق

منم پاروي اين قايق كه رودش ناهماهنگ است

تويي آبي ترين دريا در اين احساس زيبايم

همانجايي كه اين قايق در آن آبي ترين رنگ است

دلي دارم به قد قايق دريايي ات بابا

دلم تنگ است براي چشم زيبايت ، دلم تنگ است .

تقديم به دختر زيباي من "نيكادل"

سروده بابا " پاييز 1390 "

niniweblog.com




بازدید : 184 مرتبه | موضوع : قایق رؤياها
10
تاريخ : سه شنبه 17 آبان 1390 | نویسنده : بابا و مامان

                   "بر بال رؤ ياها "

برايت قصه ها سازم ز عشق و شور و سرمستي

فداي لؤلؤ چشمان تو گشتم در اين هستي

گل گلزار من گشته به هر كوي و به هر برزن

به روي چشم گريانم ، به روي عالم و هستي

بيا جانم بيا زنداني چشمان تارم شو

ز بيماري و بيزاري و از هر بيخودي رستي

مرا در دل خدايي هست و در سر هم خداوندي

نمي آيد ز ايمانش دل از پاكي به هر پستي

الا يا ايها الساقي ادر كاسآ و ناولها

كه عشق آسان نمود اول و در آخر ازاو جستي

ز انوار " خدا " آمد همو " نيكادل " زيبا

ز رعنايي و زيبايي ، ز خلقت همچو تردستي

بروي بال او شبنم نشسته همچو يك دريا

ز الحان خوشش آمد ترنمهاي سر مستي

به زير پاي او افشانده ام آن در غلطان را

ز آهوي خُتن آمد به بوي نافه مستي

ز گردشهاي گوناگون ، ز ناله هاي شبگيرم

پرستشها كند خار مغيلانم به هر دستي

ز آب و باد و خاك و آتش و از دور گردونم

تمنا مي كنم ديدار رويش را ز مروستي

ز "نيكادل"، ز نيكاني كه دل دادند به نيكويي

ز مهرويان زيبايي كه دل بستند ز تنگدستي

از او سازم بتي در دل و دلدارش شوم يا "رب"

ز طوفان بر نمي آيد برد از اوج به هر پستي

ز شكر نعمتش افزون شود هر سفره خالي

به هر كويي و هر برزن به هر كاشانه در هستي

سروده : بابا

تقديم به دختر زيبا و مهربانم

مورخ 10/07/90




بازدید : 169 مرتبه | موضوع : بر بال رؤياها
18
تاريخ : سه شنبه 10 آبان 1390 | نویسنده : بابا و مامان

زیبا

هوای طاقتم ابریست

چشمی از عشق ببخشایم

تا رود مهتاب بشوید

اندوهم را

زیبا

هنوز مرز عشق

از حول و حوش چشمانت مي گذرد

برمن مبند چشم

دست مرا بگير و كوچه هاي سبز را

با من بگرد

يادم بده چگونه بنويسم

تا عشق در زير باران محو نشود

چگونه بخوانم تا عشق در تمامي دلها امضاء شود

يادم بده چگونه نگاهت كنم تا تردي قامتت

در تند باد عشق نلرزد

زيبا

آنگونه عاشقم

كه هر نگاهم شعر است

زيبا

چشم تو شعر

چشم تو شاعر است

من دزد شعرهاي چشم توام

زيبا

زيبا كنار حوصله ام بنشين

بنشين مرا به شط خاطره بنشان

بنشان مرا به منظره رويش

من مي رويم

سبز مي شوم

زيبا

ستاره هاي كلامت را

در لحظه هاي ساكت عاشق

برمن ببار

بر من ببار تاكه برويم بهار وار

بچرخان مرا بر دور چشمانت

بر دور اين مدار

زيبا

تمام حرف دلم اين است

من عشق را با نام تو آغاز كرده ام

در هر كجاي عشق كه هستي

آغاز كن مرا




بازدید : 239 مرتبه | موضوع : آغاز کن مرا
17
تاريخ : چهارشنبه 4 آبان 1390 | نویسنده : بابا و مامان

"براي همه بچه ماهيها"

دلم براي ستاره ها

براي همه بچه ماهيها تنگ است

دلم براي رخ مهتاب گونه ات تنگ است

دلم براي هر آنچه كه عطر نفسهاي

تو را در خاطرم زنده مي كند تنگ است

و اكنون من ماهي بركه چشمان تو ام

كه در انزواي خود پرسه مي زند ...

از : بابايي

تقديم به عزيزترينم نيكادل




بازدید : 178 مرتبه | موضوع : بچه ماهي
16
تاريخ : شنبه 23 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

مامانی جونم مهربون قرتی من امروز اولین روزی است که دارم توی وبلاگت مطلب می نویسم قربونت برم دو تا نظر برای مطالب بابایی نوشتم حالا هم خودم دارم می نویسم الان زنگ زدم خونه و حالت رو پرسیدم خاله فریده جون (‌عشقت ) پیشت بود و برات آهنگ بری باخ گذاشته بود تازه از خواب پا شده بودی کاش پیشت بودم و هزار تا بوست می کردم فضولکم دندونای موشیتو بخورم فدای تو مامان فریناز




بازدید : 149 مرتبه | موضوع : قند عسل مامان
7
تاريخ : شنبه 23 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

دلبر سيمين بر و رعناي من

اي كه در دنيا تويي رؤياي من

ماهكم ابرو كمون دلربا

فرفر موهاي تو داداي من

اي تو زيبايي اين گرد آفريد

اي وجودت مرحوم و والاي من

طاقت دلتنگي قلب پدر

آرزوي هر شب و روزهاي من




بازدید : 195 مرتبه | موضوع : مو فرفري
13
تاريخ : شنبه 16 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

دختر عزيزم : 

بزرگترين آرزوم اينه كه

                                    كوچكترين آرزوت باشم  قلب

 




بازدید : 184 مرتبه | موضوع : آرزوي بابا
15
تاريخ : شنبه 16 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

نيكاي باباچشمک

كاش مي شد با تو بودن را نوشت

تا كه زيبا را كشم بر هر چه زشت

كاش مي شد روي اين رنگين كمان

مي نوشتم تا ابد با من بمان




بازدید : 328 مرتبه | موضوع : تا ابد با من بمان
14
تاريخ : شنبه 16 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

نميدانم تو مي خواني ز چشمم حرفهايم را

نميدانم تو مي بيني نگاه بي صدايم را

كه مي گويد بدون مهربانيهاي بي حدت

بدون عشق تو ، هيچم ...آخ




بازدید : 226 مرتبه | موضوع : بدون عشق تو هيچم
12
تاريخ : شنبه 16 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

هر شب اين دل بخدا پر مي كشه تا مرقدت

آشيون كفتر جلد دلم سرو قدت

اشك من آهوي تنها كرمت ضامن من

بخدا عاشقتم با عاشقت حرفي بزن

يا امام رضا اگه آسمونم باشه نگات

آرزومه روز و شب چشام بيفته زير پات

دوست دارم گريه كنون گنبدتو نگاه كنم

اسمتو امام رضا با جون و دل صدا كنم

من مي شم ديوونه و صحن تو ديوونه خونه

جز تو احساس قشنگ قلبمو كي مي دونه

نمي دونم تا كجا تا كي بايد زار بزنم

گل اشكو با طناب مژه هام دار بزنم

خاك پاي زائرات مرهم درده بخدا

مهربونيت همه رو ديوونه كرده بخدا

بطلب بيام به پا بوست عزيز فاطمه

يا امام رضا بهشت پيش چشات خيلي كمه

خیال باطل




بازدید : 178 مرتبه | موضوع : گل اشك
11
تاريخ : يکشنبه 10 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

"نيكادل ناز نازي"

چشم چشم دو ابرو

يه دماغ كوچولو

سفيد و سبز و آبي

با يه لب سرخابي

يه بوس بده عزيزم

نيكادل ناز نازي

خوشگل توي آبي

تپل مپل عزيزم

عشق تموم دنيا

نيكادل نيكادل

توي دل ماهيا

نيكادل نيكادل

سيندرلا بل و اورولا

نيكادل نيكادل

ماه و خورشيد و ستاره

نيكادل نيكادل

ناز نازي طلايي

بخند تا بخنديم

توي دل ماهيا

نيكادل نيكادل

خوشكل مو فرفري

از لبات من مي چينم

يه عالمه آب نبات

نيكادل ناز نازي

چشم چشم دو ابرو

يه دماغ كوچولو

سفيد و سبز و آبي

واي چه لبي سرخابي

از طرف :  عسل جان

شنبه 09/07/90

 

 




بازدید : 175 مرتبه | موضوع : شعر عسل خانوم براي نيكادل
9
تاريخ : شنبه 9 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

دخترم نيكادل

آنچه كه هستي هديه "خداوند" به توست

و

آنچه كه مي شوي هديه تو به "خداوند" است

پس

بي نظير باش ....................................




بازدید : 181 مرتبه | موضوع : نصيحت بابا
8
تاريخ : سه شنبه 5 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

اي زلف تو لول لول لوله

اي چشم سياه خوش اداي قد كوتوله

اي دنيا فداي روي ماهت

اي شيطون بلاي خوش لباس قد كوتوله

اي خوشگل و ملوسك كوچولو

اي قربون چشمات بشم كوپولو

اي فداي قر و قهرت برم من

اي اطوار بلا و ناز و خوشرو

اي عطر گلستان دل من

اي خوشبوترينم ، گل شب بو

من اسم قشنگتو فدا شم

اي بي نظيرم دل نيكو

اي زلف تو بابا زده شانه

من دورت بگردم گل خوشبو

من قربون برم راه رفتنت رو

نبينه بابايي اون خم ابرو

اي زلف تو لول لول لوله

اي مو فرفري خوش لباس قد كوتوله

اي چشم سياهت همه دنيام

اي ابرو كمون گيس بلند قد كوتوله

 




بازدید : 194 مرتبه | موضوع : قد كوتوله بابا
6
تاريخ : دوشنبه 4 مهر 1390 | نویسنده : بابا و مامان

به نگاهت مي انديشم

به نگاه مهربان و معصومانه ات

كه ترنم زيباي بهار را به ارمغان مي آورد

طفلك رؤياهاي من

اي كه در فراسوي قلبم مي نشيني

به كدامين اشك ، دلتنگيم را بيان كنم

وقتي كه چشمانت را مي بندي و ستاره ها را مي شماري

اي گل خوشبوي بهارم

تابستان خيال چه زود گذشت

گذشت زمان و قد كشيدنت را حس كردم و ديدم

و من شادم از بابا گفتنت ، ماما گفتنت

عروسكهايت را به آغوش مي كشي ، عروسك من

و بابا تورا و بودنت را به آغوش گرمش مي فشارد

دخترك ناز پدر چه تند ميدود اين روزها

 و زمان به خاطر مي سپرد داستان عشق مارا

آري چه تند مي رود اين روزها و شبها

و چه اندازه زيبا مي شوي در درون نگاهم

و امامي آيد پاييز و برگريزان درختان سر آغاز سرود چكاوكها مي شود

و در هواي پاييزيش من تورا در گهواره قلبم حفظ خواهم كرد

تا مبادا برسد سوزي و سرمايي و تو بترسي و بلرزي

آري تابستان مي رود و پاييز مي شود

و چه زيبا است لحظه هاي با تو بودن

نيكادلم .................................

 




بازدید : 158 مرتبه | موضوع : با تو بودن
5
تاريخ : پنجشنبه 24 شهريور 1390 | نویسنده : بابا و مامان

سلام

حال همه ما خوب است

ملالي نيست جز گم شدن خيالي دور

كه مردمان به آن شادماني بي سبب مي گويند

پس اگر از كنار ما مي گذري چنان گذر كن

كه نه زانوي آهوي بي جفت بلرزد

ونه اين دل ناماندگار بي درمان




بازدید : 172 مرتبه | موضوع : شعري از دكتر علي شريعتي
4
تاريخ : سه شنبه 22 شهريور 1390 | نویسنده : بابا و مامان

عشق بابا




بازدید : 142 مرتبه | موضوع :
3
تاريخ : چهارشنبه 16 شهريور 1390 | نویسنده : بابا و مامان

                                                                  

اي خداوند بزرگ و مهربان       طفلكم را تو بدارش همچو جان

سروده  "پدر "در مورخ 04/10/1389 تقديم به دختر زيبا و نازم نيكا دل  .

تولد يك فرشته

ماه بهمن بهترين ماه من است

چون درآن طفلم بيامد از الست

يكهزار و سيصد و هشتاد و هشت

سال نيك و نيكي و نيكايي است

اين دوشنبه روز بهمن ياد باد

در زمستاني كه وه رؤياي است

ساعت از يازده كه هردم مي گذشت

يك دو يا چندين دقيقه گويي است ،

در همان بيمارستان لاله بود

درهمان لحظه كه دل سودايي است ،

يك نفر فرياد زد شادي كنان

كو بيامد دختري دريايي است

طفلك نازم بيامد برزمين

از همان جايي كه عشق زان جاري است

ماچه گوييم نامش از عشق بر زبان

نام نيكا دل براو روحاني است

دختر نازم ، عزيز و دلبرم

تو بمان در دل كه دل دريايي است

دخترم ، نيكاي ناز مهر و ماه

يك فدايي داري آن بابايي است

جان بابا ، مهربان مادري

شعر بابا مثل يك لالايي است




بازدید : 396 مرتبه | موضوع : شعر نيكادل
1
تاريخ : چهارشنبه 16 شهريور 1390 | نویسنده : بابا و مامان

نيكادل پدر ، روزها بود كه منتظر آمدنت بوديم و لحظه ها را ثانيه به ثانيه مي شمرديم روزها چه زيبا و لحظه ها چه رؤيايي مي گذشت .

نگاهمان به آسمان بود كه صاحب آن كدامين ستاره را از آسمان و كدامين فرشته آسماني را به زمين خواهد فرستاد تا براي پدر و مادر دلبري كند .

آري سال 88 را نگاه داشتيم تا مبادا بگذرد و ما بي دليل سال 89 را ميهمان ناخوانده خانه مان كنيم

ماه بهمن را قسم داديم كه اسفند رابپيچاند و ما باجش را در هر سال خواهيم داد و

اما روز دوازدهم برج است و ما به بيمارستان لاله مي رويم تا افتخار در آغوش گرفتنش نصيبمان شود و چه زيبا بود انتظار ديدنت و چه زيبا شد لحظه رسيدنت .

ساعت تيك تاك كنان و كند ميدويد و بابا و مامان چشم انتظار يك نگاه آسمانيت .

لحظات به ساعت11 پيوند خورد و همين حول و حوالي بود كه كلبه كوچك دلمان ميزبان فرشته پاك خدا شد .

                                                                                         عاشقت : پدر

 




بازدید : 203 مرتبه | موضوع : درباره دختر عزيزم
2
تاريخ : چهارشنبه 16 شهريور 1390 | نویسنده : بابا و مامان

تولد يكسالگي




بازدید : 600 مرتبه | موضوع :
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد